به گزارش سراج24؛ سعید همتی؛ کارشناس مسائل بین الملل، نوشت: طبیعی است زمانی که هدف بالادستی چنین اندیشه و نگرشی باشد و در مقابل پاسخ درخور توجهی و بازدارنده ای دریافت نکرده است، طبیعی است که برای رسیدن به هدف بر زمین مانده با ادوات و تجهیزات و طراحی های مدرن تر و بسیار فراخ تر به میدان قدم می گذارد.
چنانچه درک درستی از اهداف هیات حاکمه آمریکا و به تبع آن تاکتیک ها و استراتژی های بکار گرفته شده توسط این کشور وجود نداشته باشد بعضاً دچار این برآورد خواهیم شد که در صورت پیروزی حزب جمهوری خواه و یا دموکرات ها شرایط جنگی فیمابین تغییرات ماهوی فراوانی خواهد داشت!
طی هفته های اخیر گاهاً از پیامدهای شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا سخن گفته میشود گویی صندوقهای رأی میتوانند مانع دور سوم جنگ با ایران شود؛ غافل از اینکه اگر جمهوریخواهان شکست بخورند، ترامپ همچنان رئیسجمهور و فرمانده کل قواست؛ میتواند از اختیارات اجرایی خود استفاده کند و مصوبات کنگره را وتو کند. شکست انتخاباتی، بهمعنای فلج شدن کاخ سفید نیست؛ هرچند میتواند هزینه سیاسی و حقوقی تصمیماتش را افزایش دهد. کمااینکه در طول هر دو جنگ تحمیلی به ایران، ترامپ تحت فشاری فراوانی در جامعه آمریکا قرار داشت و بدون توجه به آنچه مخالفان جنگ در داخل این کشور عنوان می کردند به جنگ طلبی ادامه داد.
حتی در طی ماههای اخیر که مردم آمریکا همانند بسیاری از کشورهای اروپایی طعم تلخ مشکلات اقتصادی و معیشتی را می چشند، سرگرم آماده سازی حملات مجدد خود به ایران است چرا که برای دست یابی به هدف بر زمین مانده، قائل به این است که هزینه های فراوانی را پرداخت نماید تا یک بار برای همیشه منافع کشور متبوعش در منطقه خاورمیانه را تامین کند.
از سوی دیگر ممکن است نتیجه انتخابات، بسته به محاسبات ترامپ، انگیزه او برای پرهیز از جنگ یا برعکس، دستیابی به یک دستاورد خارجی را تغییر داده و تصمیمات وی را درگرگون نماید؛ بنابراین، اگر چه نتایج انتخابات میان دوره کنگره تاثیراتی بر جنگ پیش رو احتمالی دارد اما نمیتوان از نتیجه انتخابات، تضمینی برای صلح استخراج کرد چرا که اهداف عالیه هیات حاکمه آمریکا به چنین مسئله ای تعلق گرفته است و موضوعات کوتاه مدت بر آن اثر شگرف و گسترده ندارد.
مهمتر آنکه کشور نمیتواند برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خود، در انتظار نتیجه انتخابات آمریکا بماند چرا که چنین بلاتکلیفی فرسایشیِ نه جنگ و نه صلح، نه تضمین امنیت است و نه دستاورد دیپلماتیک؛ بلکه میتواند با تعلیق تصمیمها، تشدید نااطمینانی اقتصادی و فرسایش اجتماعی، هزینهای مستمر بر کشور تحمیل کند.
همانگونه که گفته شد انتخابات میان دوره هفته پیش روی کنگره صرفاً باید به عنوان یک متغیر از آن یاد شود، نه یک راهبرد بلند مدت و سرنوشت ساز برای ایران. با توجه به سبق رفتار آمریکا و شخص دونالد ترامپ باید برای سناریوهای مختلف آماده بود، نه اینکه سرنوشت کشور را به نتیجه انتخاباتی گره زد که نه نتیجه آن در تصمیمات جنگ طلبان آمریکا تاثیر ماهوی و بینادین دارد و نتیجهاش می تواند پایان قطعی بحران را تعیین و تضمین نماید. بر اساس ادله و شواهد و قرائن قطعی تصمیم آمریکا-اسرائیل برای حمله به ایران قطعی است و علیرغم تمام هزینه ها و پیامدهای جنگ سوم که برای جامعه و کشور به همراه دارد باید خطر اصلی را این دانست که نمی بایست از ترس جنگ، چنان در انتظار بمانیم که هزینههای صلحِ ناتمام، خود به بحرانی فرساینده تبدیل کنیم.



